|
فرار نکن ! زمین به شکل احمقانه ای گرد است ...
|
دل خوش کرده ام به حال و هوای همین حوالی . دلتنگیهایم را تنها باد می داند و خدایی که در همین نزدیکیهاست ... می بیند و همچنان سکوت ... هرچند خو کرده ام با سکوتش سالهاست ...!!!!!!
من زندگی می کنم
من زندگی را
دوست ...
دا
رم
پ.ن : گریز پای متفکر از بهانه می نالد ...
من به كدام دلخوشی می خورم و طرب كنم؟
كز پس و پيش خاطرم لشكر غم كشيده صف ...
یادداشت :
امروز ۳۰ آبان تولد یکی از بهترینهاست . همیشگی ترین دوست و شاعرترین برادرم وحید دانشمندی
هر کجا هست برایش شادی می طلبم و بهروزی ...
لب هايت را از هم مگشا
و در دل زاري كن...
با توام
امشب اگر دهان بازكني
هر چه بر تو رفته است را برمي گرداني...
هيچ مگو.
پ.ن ۱ :
رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانـــون جنگلُ زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو، تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتُ بردی با خـود یه جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم می بینمت یه روز دوباره
پ.ن ۲ :

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر(پلی تکنیک تهران)، با صدور بیانیه ای به بازداشت گسترده دانشجویان اعتراض کرد. انجمن اسلامی امیرکبیر خواستار آزادی فوری علی عزیزی، علی نیکونسبتی، پدارم رفعتی و همچنین مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری شده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:

به نام خداوند درهم کوبنده ستمگران
رویای شیرین دستگاه اقتدار و سرکوب که می کوشید با صدور احکام سنگین زندان برای مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در خیال واهی خود تیر خلاص را بر پیکره جنبش مستبدستیز دانشجویان این مرز و بوم بنشاند، با خروش خشم دانشجویان، تصویر کابوس یافت و طنین فریاد «مرگ بر دیکتاتور» چنانش برآشفت که سراسیمه و بی خود از خود، زوزه کشان به هر سو پنجه می افکند که اسباب التیام زخمهای چرک آلود و متعفن خود را فراهم آورد. غافل از آن که در انتخاب مرهم بر خطاست و آرامشش از طریق بازداشت و دستگیری دانشجویان نه تنها نامیسر است که روز از پی روز بر موج اعتراضات آزادی طلبانه دانشجویان و غلیانش خواهد افزود.
همان گونه که آشکار می نمود، سکوت دانشجویان کشور در مقابل احکام زندان برای دانشجویان بی گناه امیرکبیر تنها خیال خام تمامیت خواهان کژاندیش بود و دانشجویان در دانشگاه های سراسر کشور با برپایی تجمعات گسترده، این احکام ظالمانه دستگاه به اصطلاح مستقل قضایی را به باد اعتراض گرفتند. اما مسئولان مدعی آزادی دولت نهم در حالی که بی کفایتی، عدالت گریزی و آزادی ستیزی شان، عریان در مقابل دیدگان همگان نمایان است، اندک اعتراضی را برنتابیدند و نیروهای دستگاه امنیتی به زننده ترین شکل ممکن اقدام به دستگیری تعداد زیادی از دانشجویان حاضر در تجمع پرشکوه دانشگاه علامه نمودند که با گذشت دو هفته از این ماجرا و آزادی تدریجی برخی دانشجویان، پدرام رفعتی از دانشجویان پلی تکنیک هنوز در بازداشت به سر می برد. شب پرستان به این موارد بسنده نکرده و طی روز گذشته در اقدامی کم سابقه و به شیوه ای وحشیانه به منازل علی عزیزی و علی نیکونسبتی (اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت) یورش آورده و بدون ارائه هیچ گونه توضیحی با تفتیش منازل ایشان، این دو عضو دفتر تحکیم وحدت را به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل کردند.
رییس دولت نهم بهتر است به جای دادن وعده های دروغین و مضحک همچون اهدای پاداش به منتقدین، پاسخی برای بازداشت های پایان ناپذیر استادان، دانشجویان، کارگران، معلمان، زنان و دیگر فعالان مسالمت جوی جامعه مدنی ارائه نماید تا بار دیگر وجود آزادی های بی نظیر در ایران در پیشگاه افکار عمومی جهانیان تداعی شود و به جای اعمال فشار به رسانه ها و صدور بخشنامه های متعدد برای جلوگیری از انتشار اخبار سرکوب آزادی خواهان و دگراندیشان، اوقات خود را به حل مشکلات اقتصادی، سیاسی و جنجال های بین المللی خود آفریده سپری کند و بیش از این با سخنان نا به جا و دور از تعقل، موجبات تمسخر خردمندان را فراهم نیاورد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر نسبت به اقداماتی چنین ننگین به مسوولان دولت نهم هشدار داده و آزادی هرچه سریعتر دانشجویان دربند دانشگاه امیرکبیر، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، علی عزیزی و علی نیکونسبتی، و کلیه دانشجویان و دگراندیشان زندانی می باشد.
آری، خواب خوش حاکم نمودن دوباره ترس و خفقان بر دانشگاههای کشور خوابی پریشان و غیرقابل تعبیر است و دانشجویان این سرزمین از طلب آزادی و احترام به حقوق بشر دست نخواهند کشید و برخوردهای سخیف از این دست تنها به استواری هر چه بیشتر قدمهای ایشان در این مسیر خواهد انجامید که ایام سیاه غارت دیری نمی پاید و با دمیدن سپیده بار دیگر آفتاب گرمابخش امید بر این گذرگاه تاریک تابیدن خواهد گرفت و چنین است که از هم اینک مبارزان راه آزادی، با پشت گرمی به وعده حق الهی سرود ظفر سر داده اند.
باز آمـــدم چون عیــد نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگــال و دندان بشکنم
گر پاسبان گوید که هی! بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد، من دست دربان بشکنم

انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)
۱۸ آبان ۱۳۸۶
پ.ن : حکم دلارام علی متوقف شد . فکر می کنی چرا ؟!!!
تمام تابستان كال بود .
حالا بي آنكه ماه اول پاييز باشد
جهان پر از مهرست .
به پيشوازم مي آيد
و من بر آغوش باد بوسه مي زنم ...
باران
از رفتنت دهان همه باز
انگار گفته بودند :
پرواز!
پر واز!
آه ای دریغ و حسرت همیشگی ...
استاد امین پور هم ...
...
...
رفت .
به همین سادگی !!!
« ديروز با تو بودم
ديروز ناگهان رفت
در يك كلام كوتاه
قيصر به آسمان رفت »
و اما :
تقويم من فقط دو رنگ دارد
يکی سوگ – يکی جشن
در طول سيصد و شصت و چهار روز
مدام نزد خدايان رفته ام وُ بازگشته ام
و امروز تنها يک امروز
فرشته قهرآلود نزد من آمد
نزد خدايان رفته ام وُ پرسيده ام – مدام پرسيده ام –
من از چه ساخته شده ام ؟
درهای کنده شده وُ آه مادران
ويرانم کرده اند !…..
و آن فرشته قهرآلود
امروز آمد وُ چيزی گفت .
تقويم سال بعد فقط يک رنگ دارد :
رنگ تيز لبه شمشير !
تیرداد نصری
همین .
پ.ن : تیرداد نصری در خیابانهای لندن، قیصر امین پور در تهران و ما ، حیران بین لندن و تهران ...
رفیق ! کجای این متن سرگردانیم ؟ کجا ؟؟؟!!!
آن قدر آلوده،
که مستوجبِ عقوبتِ تکرار تجربه ها شویم و شده ایم
و حالا به هیچ امیدی به تداوم،
دوست داشتن را مثل مسواک زدن بچه ها
هر شب باید به ما یا دیگران تذکر بدهند!
و تذکر یعنی یادآوری
و یادآوری یعنی تکرار
و در کتاب گناهان کبیره،
برای انسان،
چه گناهی را سراغ داری
که بزرگتر از تکرار تجربه هایش باشد!
این همه دریا و ما هنوز تشنه ایم!
این همه زمین و ما هنوز گرسنه ایم!
این شعار عالمانه را
به این دلیل نگفته ام،
تا به عنوان مصلحِ بزرگ
مبهوتت کنم!
به این دلیل نوشته ام!
تا حریر رمانتیکی را که
بر گرد کلمه دوست داشتن کشیده اند،
به دور انداخته باشم و
باشیم و باشند!
دوست خوب من!
آخرین فصل حیات ما
باید که خوابی از فصول گذشته باشد!
جایی که گاوها واقعا گاوند
و سنگ ها واقعا سنگ!
حسین پناهی