|
فرار نکن ! زمین به شکل احمقانه ای گرد است ...
|
عروس باد كه باشی
دست ها نه به پوشاندن
كه به پرپر كردن
بر گرد تو حلقه می شوند...
انار دیگر میوه ی بهشت نیست
وقتی که
دانه های دل مردم خود جهنم است.
یلدا هم دیگر شب عاشقی نیست
وقتی که
ماه و ستاره راه آسمان ما را گم کرده اند....
پاییز خواهر مرگ است... هزار بار هم که باران بزند به این برگهای رنگرنگ, دست آخر سوز عصرهایش بوی
کافورمی آورد و ناله ی الرحمن ......
بـاران ببـــــار ! مــعـــرفتت را نشــــان بده
حــــال و هـــــوای تازه به این آسمان بده
بغضی عجیب حـــال زمین را گرفته است
کـــو غیرتت؟!!! بیا به خودت یک تکان بده
شیـراز بی حضور تو یک شهر مرده است
لطفـــی بکــــــن دوباره به شیراز جان بده
تا کـی عزیز ؟ اینهمه نـــاز و ادا بس است
امشب ببــار ! معــــرفتت را نشــــــان بده ...